نوشته شده در: ۱٤ دی ۱۳٩٥   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





وبلاگ جدیدی زده‌ام به نام اشارات

این وبلاگ فعلا به‌روز و به‌شب نخواهد شد.


نوشته شده در: ۱۳ آذر ۱۳٩۱   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





شخصیت هر انسانی از سه بعد آگاهی، گرایش و رفتار شکل یافته است. این سه بعد شخصیتی در یکدیگر اثر متقابل دارند، هر یک بر دیگری اثر گذاشته و از آن تاثیر می‌پذیرد.

بر این اساس، نوع رفتاری که هر فرد انجام می‌دهد، بر آگاهی‌ها و گرایش‌های وی تاثیر خواهد گذاشت. احادیث متعددی نیز به این واقعیت اشاره دارد. امیرمومنان(ع) می‌فرماید: «قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ الا اَوشکَ اَن یَکونَ مِنهُم»: کم است که فردی همانند گروهی رفتار کند و از جمله آنان نشود (نهج البلاغه،‌ حکمت 198). در این حدیث،‌ به روشنی تاثیر شگفت و شگرف رفتار، بر آگاهی و گرایش آدمی بیان شده است.

یکی از حکمت‌های حکم فقهی «حرمت تشبه به کفار» نیز ‌همین نکته است که شباهت رفتاری و ظاهری به غیرمسلمانان،‌ مقدمه شباهت فکری و درونی به آنان خواهد شد. بر اساس این حکم دینی، اگر لباسی را کافران ابداع کنند،‌ استفاده از آن حرام است اما اگر همان لباس را مسلمانان ابداع کنند، استفاده از آن جایز است.

هر چقدر، انسان در سنین کمتری باشد، تاثیر دو سویه ابعاد سه گانه (آگاهی، گرایش، رفتار) بیشتر خواهد بود به نحوی که هر گونه رفتار غیردینی کودکان می تواند تاثیراتی سرنوشت‌ساز بر شخصیت در حال شکل‌گیری آنان بگذارد. با توجه به این امر،‌ می‌توان به حساسیت برنامه‌هایی که برای کودکان ساخته می‌شود، پی برد.


مدتی است که تهیه‌کنندگان برنامه‌های کودک،‌ رویکرد تهیه برنامه‌های شاد را برای کودکان در دستور کار قرار داده‌اند. تا اینجای کار، باید آن را ستود که برآنند نسل آتی این سرزمین، روحیه ای پرنشاط داشته باشند، اما متاسفانه این حسن فاعلی به حسن فعلی بدل نشده است و در مقام عمل، أمل‌ها بر باد رفته است. برنامه‌ریزان رسانه،‌ در تعریف شادی و شیوه های ایجاد آن در کودکان ام‌القرای جهان اسلام، به جای بهره ‌‌گیری از روانشناسی اسلامی،‌ از شوهای تلویزیونی غربی الگوبرداری کرده‌اند. به همت صدا و سیما،‌ شنیدن موسیقی تند همراه با تماشای حرکات موزون! و کف زدن های ضرب‌‌دار به بخشی از برنامه‌های روزانه کودکانمان تبدیل شده است که اوج این داستان غمبار را می‌توان در برنامه «خاله شادونه در سرزمین دونه‌ها» مشاهده کرد.

کودکانی که روزانه دقایق بسیاری را به تماشای رقص و آواز مشغول بوده و خود نیز در پای تلویزیون‌ها، به تقلید از آنها مشغولند،‌ در جوانی چه شخصیتی پیدا خواهند کرد؟ آیا با این سبک برنامه‌سازی، جوان ایرانی در سال 1404، طبق سند چشم‌انداز، مؤمن، متعهد، ایثارگر، منضبط، مسئولیت‌پذیر، مفتخر، فعال، راضی، با وجدان کار و دارای روحیه تعاون خواهد بود؟ آیا با این روال،  تا 14 سال آینده،‌ کودکان امروز و جوانان فردا، مؤمن به رقص و متعهد به موسیقی و راضی از شو نخواهند شد؟

روی دیگر این سکه، برنامه کودک شبکه قرآن سیما است. در بخشی از این برنامه،‌ مجری و چند کودک،‌ در جای خود نشسته و به ندرت حرکتی دارند. مجری شروع به صحبت می کند و با استفاده از ادبیاتی ثقیل و علیل که فهم آن تنها برای پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها ممکن است می‌کوشد تا با نوه‌های آنها ارتباطی صمیمانه برقرار کند. پس از چندی کودکان حاضر در برنامه هم، شروع به سخن می‌کنند و متن‌های حفظ شده را که عموما تاکید بر مفاهیم دینی است به کودک فرضی بیننده ارائه می‌دهند تا او نیز با فراگیری این معارف، شخصیتی نورانی پیدا کند. بی شک،‌ بینندگان این روضه کسانی جز تهیه‌کنندگان همان برنامه نخواهند بود.

آیا به راستی تهیه یک برنامه شاد و آموزنده برای کودکان این قدر دشوار و ناشدنی است؟ آیا نمی‌توان کودک را شاد کرد اما او به رقاصه‌ای تبدیل نشود؟ آیا نمی توان کودک را دیندار کرد اما او به مصیبت‌زده‌ای تبدیل نشود؟


الحاشیه:
1. این یادداشت را برای نشریه پرتو، وابسته به موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی (ره) نوشتم که در شماره جدید آن منتشر شده است.
2. اگر با این نوشته موافقید، به شماره 300002 (روابط عمومی شبکه 2) پیامکی بزنید و نهی از منکر کنید. وبلاگ «مهتد» به صورت اختصاصی و با حسن سلیقه به بحث امر به معروف و نهی از منکر می‌پردازد،‌ بسیار خواندنی است، بخوانید و بلینکیدش.
3. نمونه موفق برنامه شاد و آموزنده، برنامه‌های حاج آقا راستگو است که در برخی بخش‌های برنامه کودک، از این سبک استفاده می‌شود. البته منظورم این نیست که حتما طلبه‌ای بیاورند،‌ منظورم ارائه یک شادی سالم است.
4. این یادداشت در سایت جهان نیوز و تبیان


نوشته شده در: ۱٧ تیر ۱۳٩٠   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





زمستان سرد سال ٨٧ بود که بنی‌اسرائیل نذر کردند برای برقراری صلح، صدها کودک و زن و مرد اهل غره را در جلوی گوساله سامری قربانی کنند.

همه نگران بودیم. بعضی‌هایمان رفتیم فرودگاه که می خواهیم برویم غزه. همان روزها حجت‌الاسلام محمدرضا زائری در یادداشتی با عنوان «چگونه می‌توان خود را به غزه رساند؟» در وبلاگش نوشت:

«به دوستان دانشجو و طلبه‌ای که با شور و حرارت می‌پرسند: «چه‌جوری میشه رفت غزه؟» می‌خواهم نشانی غزه را بگویم: کلاس زبان و کتابخانه!

اگر در ادعای خود صادق بودیم و راست می‌گفتیم باید بپذیریم که سنگرها عوض می‌شود اما جهاد باقی است ... با همان شور و حال جلوی سفارتخانه و فرودگاه مهرآباد باید برویم دو کلمه زبان یاد بگیریم و کمی تاریخ و جغرافیا بخوانیم!

 همه هم مثل همیم ... اگر حجت‌الاسلاممان نمی‌تواند دو کلمه با خبرنگار عرب حرف بزند، آقای دکترمان هم نمی‌تواند جواب خبرنگار انگلیسی را بدهد ... کدام یک از ما توی همه این شلوغ پلوغی‌ها توانستیم فقط دو تا وبلاگ دانشجویان مسلمان مصری را پیدا کنیم و فقط یکبار کامنت بگذاریم؟ ... قدیم‌ها از قرآن می‌خواندیم که: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه ... باید جان کند و تکان خورد ... بعدش البته شعار هم گاهی بد نیست.»


حالا حکایت، حکایت بحرین است که سران غرب و عرب در نهایت ناجوانمردی خیابان‌های بحرین را پر از شمر و خولی کرده‌اند. جان برادرانمان را می‌گیرند و چادرهای خواهرانمان را به آتش می‌کشند. خادم الحرمین الشریفین هم فیل‌های ابرهه را به آل‌خلیفه هدیه کرده تا مساجد منامه را بر سر نمازگزارانش خراب کند.

حتی الجزیره امیرقطور قطر هم که در جنگ غزه، صدای فلسطینی‌ها را می‌شنید،  امروز تصویر مردم بحرین را شطرنجی می‌کند. مظلومیت رسانه‌ای مردم بحرین، حتی از غزه هم بیشتر شده است.

حالا چطور می‌شود خود را به بحرین رساند؟
استاد پناهیان می‌گوید:
«کاری که ما می‌توانیم انجام بدهیم و باید به‌ عنوان یک نهضت فراگیر در آید این است که از طریق اینترنت با اطلاع رسانی و روشنگری، پیام‌های مفید و مناسبی را به مردم مظلوم منطقه برسانیم. این راه در مقابل تک تک ما باز است.

شما خیلی راحت می‌توانید از طریق فضای اینترنت به مردم جاهای دیگر بگویید که چگونه می‌شود که یک انقلاب به ثمر می‌رسد و چه‌ عواملی سبب می‌شود یک انقلاب دزدیده ‌شود یا به نتیجه‌ی لازم نرسد.

شما می‌توانید حقایق بسیار زیادی را به مردم خاورمیانه و حتی اروپا و آمریکا منتقل نمایید. وجدان بشریت در همه جا وجود دارد و فطرت‌های بیدار هنوز در همه جا هستند.
وظیفه‌ی ما این است که از درس و خواب و خوراک و کارمان بزنیم و بخشی از وقتمان را در هر روز به این امر مهم اختصاص دهیم.»

اگر اهل چتیم، چت‌روم‌های انگیسی و عربی، اگر اهل خبرخوانی هستیم، بخش کامنت‌های سایت‌های خبری عربی و انگلیسی (به خصوص الجزیره و العربیه)، اگر اهل تالارهای گفتگو هستیم ... .

راه بحرین در مقابل تک‌ تک ما باز است.



پی‌نوشت:

١. این کار گذشته از تاثیری که در پیروزی مردم بحرین دارد، عربی و انگلیسی خودمان را هم تقویت می‌کند. مترجم گوگل هم در خدمت شماست.

٢. یکی از راهکارهای غربی‌ها برای متوقف کردن انقلاب‌های عربی، ترسیم چهره سیاه از ایران بود. آنها اگر چهره‌ای منفی از ایرانی که ٣٠ سال از انقلابش می‌گذشت ترسیم می‌کردند، به طور طبیعی تاثیر بسیاری در مأیوس کردن مردمی داشت که به انقلاب ایران به عنوان یک تجربه مهم نگاه می‌کردند. این فرصت در ٢۵بهمن ٨٩ (که یادآور ٢۵بهمن۵٧ و تظاهرات منافقین در تهران بود) در اختیار آنها قرار گرفت تا تبلیغ کنند مردم ایران هم که انقلاب کردند از انقلاب خود پشیمان هستند، شما به امید چه می‌زنید فریاد؟

٣. چند لینک:
شبکه های اجتماعی بحرین (فیس بوک)

پیام های کوتاه عربی برای حمایت از مردم بحرین

چند شبکه اجتماعی عربی: +   ، 

لیست و لینک چند هزار وبلاگ بحرینی (البته بعضی‌هایشان مخالف انقلاب هستند)


نوشته شده در: ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





آهای فرزندان سامری! آهای منافقان قوم موسی(ع)! بر صلیب‌کشندگان شبه عیسی(ع)! قاتلان محمد(ص)!
آقای اوباما! آقای نتانیاهو! آقای سارکوزی! آقای ... شماها که همه‌تان رفته‌اید پشت سر یک کشیش پیر پنهان شده‌اید!

شما فکر کرده‌اید که با آتش زدن کتاب مقدس یک میلیارد انسان، چه شاهکاری کرده‌اید؟ اسلام‌ستیزی را شدت بخشیده‌اید؟ فکر کرده‌اید از فردا صبح همه مسیحیان و یهودیان و بودائیان و ... در دنیا راه می‌افتند و مثل شما مغولان قرن بیست و یکم، کتاب می‌سوزانند؟ فکر کرده‌اید از فردا جمعیت فاتحان قلعه خیبر به صفر می‌رسد و شما چند نفر صهیونیست می‌توانید از بالای قلعه دهکده جهانی، بر کل جهان حکومت کنید؟

ده‌ها میلیون نفر از چند میلیارد غیرمسلمان، با شنیدن خبر به آتش کشیدن یک کتاب مهم، از خود می‌پرسند که در آن کتاب چه بوده که مدعیان طرفداری از آزادی عقیده  هم نتوانستند آن را تحمل کنند و آن را آتش زدند؟ حتما در آن نوشته که تمام مسیحی‌ها را بکشید، تمام یهودی‌ها را آتش بزنید، هر چه برج دوقلوست منفجر کنید، با رمز «یا بن لادن» یا «یا ملا عمر» بروید بین مردم و خودتان را منفجر کنید، بروید توی متروهای لندن بمب بگذارید، بروید توی خیابان‌های مسکو آدم بکشید و ...

اما وقتی کتاب مقدس مسلمانان را باز کنند، یا با دو کلیک  در اینترنت سرچ کنند، خواهند خواند که:

«اگر کسی یک نفر را (یهودی، مسیحی، مسلمان و ...) بکشد، گویا تمام انسان‌ها را کشته است.
تمام انسان‌ها با یکدیگر برابرند (سیاه پوست، زردپوست، سفید پوست و ...) و معیار برتری تنها مطیع بودن در برابر خداست.
موسی(ع) و عیسی(ع) پیامبران بزرگ و پاک الهی هستند.
مریم مادر عیسی و آسیه دایه موسی، از پاکترین زنان خلقت هستند.
دوست مسلمانان برخی از مسیحیان هستند، همانانی که به آموزه‌های عیسی اعتقادی راستین دارند.
ای اهل کتاب! بیایید در اعتقاد به  توحید با یکدیگر همنوا شویم.
هیچ کس حق کوچکترین ظلمی به دیگری (یهودی، مسیحی و ...) را ندارد.
و ...»

نتیجه چه می‌شود؟

پی‌نوشت:
1. استاد واحدی (وبلاگ لبگزه) پیشنهاد کرده‌اند که روزی به عنوان روز جهانی قرآن، نامیده شود.
2. بعد از کمک چندصد میلیون دلاری ایرانی‌ها به مردم سیل‌زده پاکستان، بعضی به رسم همیشگی در این مواقع ناله سردادند که: «مگر خودمان کم مشکل داریم که ...»
اصلا کاری به جنبه انسانی قضیه ندارم که وظیفه هر انسانی کمک به انسان نیازمند است و احتمالا سعدی هم اشتباه کرده! که فکر کرده بنی‌آدم اعضای یک پیکرند، اصلا کاری به جنبه اسلامی قضیه ندارم که وظیفه هر مسلمانی کمک به مسلمان نیازمند است، اگر ده میلیون انسان آواره به خاطر مشکلاتشان روانه ایران شوند چه بر سر ایران می‌آید؟!

 


نوشته شده در: ٢٥ شهریور ۱۳۸٩   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





یک عملی است که امام خمینی(ره) انجام آن را اولین قدم انسان در جنگ با شیطان می‌دانند و می‌گویند:

«إن شاء اللّه در این جنگ داخلى، این سنگر را که خیلى مهم است از دست شیطان و جنودش (سربازانش) بگیرى، که این سنگر به منزله سر حدّ (مرز) است، اگر اینجا غالب شدى امیدوار باش.»

این روزهای روزه که به فرموده پیامبر اعظم(ص)، شیطان در زنجیر است، فرصت منحصر به فردی است که در این جنگ بزرگ و جهاد اکبـر، این سنگر مهم را از شیطان پس بگیریم:

«أیها الناس، إن ابواب الجنان فی هذا الشهر مفتحه ...
ای مردم! به درستى که درهاى بهشت در این ماه گشوده است پس سؤال (درخواست) کنید از پروردگار خود که بر روى شما نبندد؛ و درهاى جهنم در این ماه بسته است پس سؤال کنید از پروردگار خود که بر روى شما نگشاید؛ و شیاطین را در این ماه در زنجیر کرده‌اند، پس سؤال کنید از خدا که ایشان را بر شما مسلط نگرداند.» (مفاتیح الجنان، در فضیلت ماه رمضان)

امام خمینی می‌گویند:

«بدان که اوّل شرط از براى مجاهد که مى‏تواند منشأ غلبه بر شیطان و جنودش شود، حفظ طائر (پرنده) خیال است. انسان مجاهد که در صدد اصلاح خود برآمده و مى‏خواهد باطن را صفایى دهد باید زمام خیال را در دست گیرد و نگذارد هر جا می‌‏خواهد پرواز کند و مانع شود از اینکه خیال‌هاى فاسد باطل براى او پیش آید، از قبیل خیال معاصى.

این اگر چه در اوّل امر قدرى مشکل به نظر می‌رسد و شیطان و جنودش آن را به نظر بزرگ جلوه مى‏دهند، ولى با قدرى مراقبت و مواظبت امر سهل می‌شود.

اگر دیدى نتیجه گرفتى، شکر خداى تعالى کن بر این توفیق، و این مطلب را تعقیب کن شاید خداى تو به رحمت خود راهى براى تو باز کند از ملکوت.

ملتفت باش که خیالات فاسده از القائات شیطان است که می‌خواهد جنود خود را در مملکت باطن تو برقرار کند، و تو باید مواظب کید آن لعین باشى و این اوهام بر خلاف رضاى حق را از خود دور نمایى تا إن شاء اللّه در این جنگ داخلى این سنگر را که خیلى مهم است از دست شیطان و جنودش بگیرى، که این سنگر به منزله سر حدّ است، اگر اینجا غالب شدى امیدوار باش...». (چهل حدیث امام خمینی، ص ١٧، با تلخیص)


ماه رمضان فرصت خوبی است برای تمرین روزه فکـر، «اگر اینجا غالب شدی امیدوار باش ...».








از آن رمضانی‌ترین مرد





گفتاری از آیت الله العظمی بهجت (مدت: 40 ثانیه)




پی‌نوشت:

پاییـــز گفت: «اگر دست و پای شیطان‌ بسته است، پس گناهانی که در ماه رمضان می‌بینیم چیست؟» گفتم: شیطان نیست، خودمان که هستیم، نفس أمّـاره‌مان که هست.

شب‌ها ساعت ١١، شبکه چهار را از دست ندهید؛ «راز» با اجرای نادر طالب‌زاده (مشکلش تداخل با برنامه «این‌شب‌ها»ی شبکه اول است. جالب است که صدا و سیما فقط مشکل تداخل فیلم و سریال‌ها را مهم می‌داند!)

امید حبیبی‌نیا، خبرنگار منتشرکننده خبر قتل ترانه موسوی در فیس بوک نوشته: فریب خوردم، خبر دروغ بود.
(اصل یادداشت وی در فیس بوک - رونوشت همان مطلب در وبلاگ مینو صابری نویسنده سایت ضدانقلاب رادیو زمانه  - خبر باشگاه خبرنگاران جوان)


نوشته شده در: ٢۱ امرداد ۱۳۸٩   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم