منبر اول!

دراز كشيده بودم توي حجره و داشتم «حجره» (1) را مي خواندم، صفحه 8، شماره 18:

«آيت الله خامنه اي نسل سومي است، هر كس كه قبول ندارد همراهي تيپ هاي مختلف جوانان با ايشان در كوهنوردي هاي سحرگاهانه  ايشان در كوه هاي شمال تهران و دامنه البرز را مرور كند تا معني جوان بودن و زنده دلي را دريابد، چندي قبل دختر خانمي از آشنايان – كه چندان مقيد به پوشش دقيق مذهبي نيست – براي من تعريف مي كرد كه هنگام كوهنوردي آيت الله خامنه اي  را ديده و با ايشان احوالپرسي و چند جمله اي گفت و گو كرده است، او مي گفت شيريني و نفوذ آن دقايق چنان است كه مدام آن را به ياد مي آورم و در شعف روحي قرار مي گيرم.»

 

 منبر دوم: تا انتخابات-1

1. رهبر انقلاب در كرمان گفتند: «اصلح يعني كسي كه براي ريشه كني فقر و فساد عزم جدي داشته باشد، يعني كسي كه به حال قشرهاي محروم و مستضعف دل بسوزاند.»

2. هاشمي در پاسخ به سوال يك دانشجوي بسيجي گفت: اين حرف ها درمورد شكاف طبقاتي دروغ است و آمار آن را تاييد نمي كند.

3. احمدي نژاد در جمع مردم اراك گفت: با گزارش هايي كه از كاخ ها بيرون مي آيد نمي توان درد مردم را لمس كرد... مسئولان كشور اگر مي خواهند براي ملت برنامه ريزي كنند بايد به ميان توده هاي مردم و به ويژه محرومان و پابرهنگان بروند.

4. هفته نامه پرتو – كه توسط جمعي از شاگردان آيت الله مصباح يزدي منتشر مي شود - با اعتراض به نظرسنجي هاي منتشره آنها را نظرسازي خواند و نوشت: در نظرسنجي هاي واقعي اين «احمدي نژاد» است كه در رتبه نخست قرار دارد و نه «هاشمي».

5. توكلي- كه از كانديداتوري انصراف داده است- در جمع دانشجويان دانشگاه تهران گفت: اجازه ندهيد سياست هاي غيربومي و غلط 16 ساله اخير ادامه يابد.

6.مجتبي شاكري (عضو جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي) گفت: آقاي هاشمي ]در جلسه اي[ خصوصي، گفتند كه از ميان 6 كانديدا سه نفر مطرح نشوند، ايشان دو نفر را صراحتا گفتند كه من مخالف نامزدي آنان هستم(توكلي و احمدي نژاد)، يك نفر ديگر را هم گفتند كه راي آور نيست (رضايي) و تاكيد خود را بر سه نفر باقي مانده مشخص كردند (لاريجاني، ولايتي، قاليباف). (2)

 

پانوشت:

1.مجله اختصاصي «حجره» به قلم جمعي از طلبه هاي مشهد و براي حوزه هاي علميه سراسر كشور منتشر مي شود. حجره در آخرين شماره خود وبلاگ«طلبه اي از نسل سوم» را هم معرفي كرده كه ما هم در يك اقدام تلافي جويانه! مجله شان را معرفي كرديم و حقشان را گذاشتيم كف دستشان!

2. به دوستان وبلاگ نويس پيشنهاد مي كنم كه با توجه به حساسيت انتخابات و لزوم مشاركت حداكثري ، به صورت جدي به مساله انتخابات بپردازند.

 


نوشته شده در: ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٤   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





پرنده كوچك مي ترسيد پرواز كند، هنوز پرواز كردن را ياد نگرفته بود، مادر كه پرواز كرد پرنده كوچك آنقدر عاشق مادر بود كه خودش را از لانه  انداخت بيرون و بالهايش را تكان داد؛ او حالا پرواز را ياد گرفته بود . . . اگر دنبال امام عشق، حسين عليه السلام، راه بيفتي امام پرواز را يادت مي دهد حتي اگر بترسي.


نوشته شده در: ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٤   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





پرده اول

خليفه دوم را ديدم كه داشت از نزديكي هاي كوچه بني هاشم - مي داني كجاست؟-  مي گذشت. با عجله رفتم جلو و سلام كردم. بهش دست دادم و روبوسي هم كردم. لبخندي زد و گفت: مي بينم كه تئوري تحمل مخالف رو خيلي خوب داري عملي مي كني. با صميميت خاصي گفتم : اختيار دارين، مخالف يعني چي، شما سرور مايين! بالاخره هر چي باشه قراره «وحدت» بشه.

 

پرده دوم

سخنراني استاد «تفرقه افكن» به مناسبت هفته «وحدت»، جمعه ... همين طور كه داشتم راه مي رفتم و پارچه نوشته اون طرف خيابون رو نگاه مي كردم متوجه شدم وهاب داره از روبرو مي آد. از بچه هاي جنوبي دانشكده است. تا حالا چند بار خواسته ام باهاش درباره عقائد اهل سنت بحث كنم. چيز زيادي نمي دونه؛ اصلا توي اين وادي ها نيست. سرم پايين بود نزديك من كه رسيد پايم را كشيدم جلوي پايش، بيچاره با سر رفت توي جوي آب، حقش بود! «سني» بود ديگه.

 

پرده آخر

امروز صبح كه رفته بودم فيضيه بحث فقه استاد درباره امر به معروف ونهي از منكر بود؛ نمي دانم چي شد كه بحث استاد به اينجا كشيد:« خيلي مفهوم ها براي ما نامفهوم است، مثلا وحدت، خب اين يعني چه؟ منظور از وحدت وجود يك رابطه عاطفي و دوستانه بين شيعه ها و سني ها است، اينكه به چشم دشمن به همديگر نگاه نكنيم، اما حواسمان باشد كه در اين دوستي اشتباه نكنيم، اين رابطه عاطفي نبايد شامل كساني بشود كه به تاريخ بشريت ظلم كردند، كساني كه خانه وحي را به آتش كشيدند و به دستان عدالت ريسمان بستند، نه اينجا ديگر به حكم «عقل» و «دل» جاي لعن است، حواسمان باشد اشتباه نكنيم، زيارت عاشورا را ببينيد: اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد...»


نوشته شده در: ٢ اردیبهشت ۱۳۸٤   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم