امشب قرار است كسي بيايد...از آسمان، از پيش خدا،«تنزل الملائكة و الروح»، چه شبي است اين شب، همان «خير من الف شهر»ي كه من و تو، كلي دست و پا مي زنيم و با انواع و اقسام عبادت، نماز، جوشن كبير، قرآن سر گرفتن، گريه هاي اختياري و ... تلاش مي كنيم كه از خدا براي انجام شدن خيلي از كارها امضا بگيريم. اينها خيلي خوب است اما...اما به نظر شما با كدام عبادت بيشتر مي شود با خدا رفيق شد؟ ...قرآن؟ ابوحمزه؟ افتتاح؟ عاشورا؟ ... براي رسيدن به جواب اين سوال بايد كمي فكر كنيم ... بله، «فكر كردن» ، همان كه «افضل من عبادة سبعين سنة» است،برتر از هفتاد سال عبادت!...شب قدر هم كه بهتر از هزار شب است، اگر اين دو را ضرب كنيم چه مي شود!...خب، نصف راه را رفتيم، حالا به چه فكر كنيم؟!

مولوي قرن ها زودتر از من و تو به اين سوال رسيده بود و به جوابش هم. و البته اگر او به اين پاسخ نمي رسيد مولوي نبود كه، مي شد «طلبه اي از نسل سوم»!

پيشنهاد مولوي تفكر در اين است:

ز كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟ / به كجا مي روم آخر، ننمايي وطنم؟

تو فکر کن، من هم... آمدنم بهر چه بود؟

 


نوشته شده در: ۳٠ مهر ۱۳۸٤   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم