یا مقلب القلوب

هفت سین 85 ما فقط یک سین دارد: «سیدالشهدا»!  

 

 

حالا دیگر وقت خواندن اخبار رجاء‌ است

مجلس خیلی شادی بود، صدای تار و تنبور و آواز بلند بود، همه کف می زدند و شادی  می کردند، «جهانگیر» به پشتی تکیه داده بود و با لذت به موسیقی گوش می کرد. واقعا چه لذتی دارد. بعد از چند لحظه به یکی از صاحبان مجلس گفت: «به تار زن بگویید تار پنجمش مشکل دارد، درستش کند»! همه مبهوت ماندند از تبحر این استاد جوان موسیقی. مجلس ادامه پیدا  می کند، مجلس خیلی شادی است، شب از نیمه گذشته است، صدای تار و تنبور و آواز بلند است ...

دیشب رفته بودم محضر «میرزا جواد آقا ملکی تبریزی»، استاد اخلاق امام، رساله لقاءالله، صفحه63:

«قبل از ارتکاب معصیت باید اخبار خوف بر خودش بخواند بلکه خودش را منصرف نماید، بگوید به خود شاید اگر این عمل را مرتکب شدی خدا دیگر هیچ وقت  تو را نبخشد و بگوید: انی لا اغفرلک ابـدا (تو را دیگر نخواهم بخشید، تا ابد، هرگــز!) ، زیرا که میان عبد و مولا اندازه ای از مخالفت هست  که تا ان حد صلاحیت عفو دارد و اگر از آن حد گذشت دیگر قابل آمرزش نیست، در هر معصیتی این احتمال  هست، لذا باید انسان خود را بترساند تا برگردد.

همچنین در حال معصیت باید بیشتر خود را بترساند زیرا که ملک الملوک (جل شأنه العظیم) ایستاده حاضر و ناظر، و بنده در حضور مقدسش هتک حرمت او را می کند؛ در آن حال باید خیلی خائف و لزران باشد، از هر جای عمل برگردد خوب است. اگر نستجیربالله شهوت غالب آمد و برنگشت و معصیت را انجام داد و  بعد  پشیمان شد، حالا دیگر وقت خواندن اخبار رجاء (امید) است برخود ، تا این که شیطان ملعون او را مایوس نکند از توبه...»

«أ لم یَأنِ للذین ءامنوا أن تخشع قلوبُهم لذکر الله» ... آیا وقت آن نرسیده است که قلب های آنان که به زیبایی خدا ایمان دارند در برابر یاد او خاشع شود ... (حدید،16) «قل یا عبادیَ الذین اسرفوا علی انفسهم لاتَقـنُطُوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا ان ربی لغفور رحیم» ... به بندگان گنهکارم که به خودشان ستم کرده اند بگو که از رحمت خدا ناامید نباشید، خدا همه گناهانتان را خواهد بخشید، همه گناهان را، پروردگارم آمرزنده و مهربان است ... (زمر،53)

جهانگیر همه  تار و تنبور هایش را می­شکند، بعد هم می­شود «میرزا جهانگیرخان قشقایی»، از بزرگان اخلاق و عرفان! همه حسرتش را می­خوردند!

آیا وقت آن نرسیده است؟

 

 


نوشته شده در: ٢ فروردین ۱۳۸٥   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم