توي فيزيــك ميگن: «هر كنشي واكنشي دارد.»

توي فلسفه ميگن: «هر علتــي معلـولـي دارد.»

توي اخــلاق ميگن: «هر گنـاهـي عذابــي دارد.»، هم امروز كه روي خاكيم، هم فردا كه توي خاكيم و هم پس فردا كه از خاك در مي آييم. چقدر خاك بازي!

تا حالا فكر كردي اگه يه نفر خيلي گستاخانه گناه كنه و توبه هم نكنه، بالاترين عذابي كه توي «همين دنيا» خودش رو توش ميندازه چيه؟ نميگم عذابي كه خدا اون رو توش ميندازه، چون قرار نيست كه با انجام گناه ما رو بسوزونن، بلكه خودمون مي سوزيم، خدا هم نگفته: اگر گناه كني مي سوزانمت، گفته:«اگر گناه كني مي سوزي.»

حالا بالاترين عذاب چيه؟

اينه كه بلا نازل ميشه و زندگيمون پر از مشكل ميشه؟ اينه كه نعمت ها و خوشي ها از دستمون ميره؟ اينه كه دعاهامون مستجاب نميشه؟ اينه كه احساس بدي بهمون دست ميده؟ اينه كه شادي هامون ظاهريه و پيش دوستامون فقط اداي آدم هاي شاد رو در مياريم؟ اينه كه هيچ وقت از زندگيمون واقعا لذت نمي بريم؟ اينه كه هميشه يه اضطراب مبهم آزارمون ميده؟ اينه كه هر چند ظاهرمون نشون نده اما باطنا آشفته ايم؟ اينه كه احساس تنهايي مي كنيم؟ اينه كه ... كدومه؟ اصلا روحيه يا جسمي؟

اين سوال رو از خود خدا هم پرسيدم.

 

«ختم الله علي قلوبهم»

«و خداوند بر قلب هايشان مهر مي زند.» (سوره بقره، آيه 7)

ميدوني يعني چي؟ اصلا كار قلب چيه؟

«ختم الله علي قلوبهم»

«و خداوند بر قلب هايشان مهر مي زند.»

يعني اين كه ديگه هيچ وقت اجازه عاشق شدن پيدا نميكنن، هيچ وقت.

مي خواي «عاشق» بشي؟

 


نوشته شده در: ۱ امرداد ۱۳۸٥   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم