اينكه بدانيم اسرائيل در چه سالي پاي گل آلودش را در دنياي هستي گذاشت چيز خوبي است، اينكه بدانيم اولين رئيس حكومت اسرائيل كه بود و دوزخ در كدامين سال آغوش به رويش گشود، اين هم چيز خوبي است، اما مهمتر از اين دانستني ها، دانستن اين است كه « چرا نوادگان سامري در ميانه گوساله پرستي، ناگهان به فكر افتادند تا كشوري به نام اسرائيل را به جغرافياي جهان بيفزايند؟»

نگاه هاي مضطرب قوم يهود

برخي انديشه ورزان بر اين باورند كه:«یك معامله بود، معامله اي بين صليب و ستاره داوود،بين مسيحيت و يهوديت.»

كليساها انديشيدند كه جدال هاي خونين خود با كنيسه ها را به جنگي بين مسلمانان و يهوديان مبدل سازند، از اين رو به قوم يهود خروج از اروپا را پيشنهاد كردند و با آنان پيمان بستند كه از شرمندگي آنها به در خواهند آمد.

«حذف داستان قتل مسيح به دست يهوديان از كتب مقدس» تنها اولين لبخند بود.(1)

سران يهود نيز كه در انديشه قدرت غوطه ور بودند خواب خويش را تعبير شده مي ديدند.« غير يهوديان براي خدمت به يهود به شكل انسان خلق شده اند.» (تلمود، كتاب مقدس يهود)

و اين چنين در شامي شوم، اسرائيل در دستان انگلستان به دنيا آمد. انديشه نخست اين بود:حكومت از نيل تا فرات، از فرعون تا نمرود، و سرانجام خيال خام خدايي بر زميني كه خداي زمين عهد بسته  است:«ان الارض يرثها عبادي الصالحون»(2) به درستي كه زمين سرانجام از آن صالحان خواهد بود، به اميد آن روز.

 

 پانوشت:

(1)فيلم «مصائب مسيح» بار ديگر خاطره قتل عيسي(ع) به دست يهوديان را در انديشه پيروان مسيح زنده كرد و از اين رو بود كه صهيونيست ها سخت برآشفتند.

(2) سوره مباركه انبياء، آيه 105.


نوشته شده در: ٢۳ آبان ۱۳۸۳   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم