۱. قابل توجه چترهای محترم

 

 

 

زهرا مصطفوی (خمینی) می‌گوید: حضرت امام ـ  رض ـ  در ارتباط با نامحرم خیلی سخت‌گیر بودند. من پانزده ساله بودم که خواهرم ازدواج کرد. یک روز ما منزل ایشان دعوت داشتیم. همین جور که من و امام با هم وارد شدیم، دیدم دامادمان، آقای اشراقی، دارند به استقبال می‌آیند. ما از کنار باغچه‌ای داشتیم حرکت می‌کردیم. من به امام گفتم: سلام بکنم آقا؟ گفتند: واجب نیست. من هم رویم نشد که سلام نکنم و از داخل باغچه رد شدم که با آقای اشراقی روبرو نشوم.

 

 

 

۲. داش مسعودو ایول!

 

«به نام پدر» حاتمی‌کیا را که دیدیم، به پیشنهاد بچه‌ها قرار شد موقع خروج از سینما برویم و پول بلیت‌ها را پس بگیریم!

اما سینما رفتن این دفعه قضیه‌اش فرق می‌کرد، نه اینکه چون راه آسمانی و بقیه نبودند تا این پیشنهاد را بدهند، نه، اصلا «اخراجی‌ها» فرق می‌کرد، موقع خروج از سینما به دربان گفتم: از طرف من از ده‌نمکی تشکر کن!

کارگرادان اخراجی‌ها می‌گوید: «مجید سوزوکی و سید مرتضی (سید جواد هاشمی) هیچ تفاوتی با یکدیگر نداشتند، تنها در قیافه ظاهری شبیه یکدیگر نبودند.»

روزنامه «جمهوری اسلامی» البته این فیلم را محکوم کرده است!

 

 

 

۳. یک نقطه اتصال

 

دعوت به گفتگوی مجله «چلچـراغ» را قبول نکردم، ولی پست قبلی وبلاگ (پیام نوروزی) را در مجله‌شان منتشر کردند ... مرسیکم الله!

 

 

نویسنده: مژگان

سه شنبه، ۲۸فروردین ۱۳۸۶، ساعت ۱۵:۱

سلام...خوبی؟ چلچراغ خوندم آدرس وبلاگت را نوشته بود برام جالب بود. منم مثل تو از نسل سوم هستم اما با کیلومترها فاصله حقیقی اما شاید با فاصله ای بسیار کم در دنیای مجازی. می بینی تکنولوژی چه میکنه؟  منم میدونستم که آخوندها از مریخ نیومدند من خاتمی و ابطحی را خیلی دوست دارم. نمیخام خیلی حرف بزنم چون شاید وقت خوندنشو نداشته باشی. اما وقتی وبلاگتو باز کردم دیدم تو هم داری جمعه ها را میشماری همین یک نقطه اتصال کافیه حتی اگه من کامران و هومن گوش کنم و تو... راستی تو موسیقی چی گوش میکنی؟

 

 

اینجا همه دارند جمعه‌ها را می شمارند ... «تمام شده‌ایم، بیا!»

 

 

 

۴. بریم گناه!

 

نفسم اصرار کرد که: بیا بریم گناه کنیم!

گفتم بریم ...

ضایع شدیم و برگشتیم؛ یاد دعای بعد از نمازم افتادم: «خدایا، نذار گناه کنم، نذار ... .»

 

از وبلاگ: مشترک مورد نظر

 


نوشته شده در: ٥ اردیبهشت ۱۳۸٦   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم