بی‌شک اقدام اخیر نیروی انتظامی با عنوان طرح افزایش امنیت اخلاقی، ماهیتی جز سلب آزادی‌های فردی ندارد. انتخاب نوع پوشش نخستین حقی است که هر انسانی باید از آن برخوردار گردد؛ اما با تاسف فراوان، در جمهوری اسلامی، آزادی، این حق مشروع، با عناوین فریبنده‌ای محدود و پایمال می‌شود ... .

می‌گفت: قانونی‌هایی که اجرا می‌شوند دو نوع هستند:
۱. قانونی که پشتوانه منطقی ندارد
۲. قانونی که پشتوانه منطقـی دارد
مورد اول ضد آزادی است، اما مورد دوم هیچ تنافی با آزادی ندارند، مثلا قانون‌های راهنمایی و رانندگی، آیا راننده‌ای می‌تواند اعتراض کند که این قانون‌ها آزادی مرا سلب کرده‌اند؟
قانون حجاب هم برای کنترل کردن دو ضعف زن و مرد قرار داده شده است:
ضعف زن، میل به جلب توجه است و ضعف مرد، تحریک پذیری با محرک های چشمی است، که حجاب هر دو ضعف را کنترل می کند.
ـ بیشین بینیم بابا، خب حالا زن جلب توجهشو بکنه و مرد هم تحریک بشه، فرمایش؟
ـ فرد، خانواده و اجتماع با بحران‌هایی جدی مواجه می شوند، از جمله:

۱. روان پریشی!
یعنی روانت هنگ می‌کند، مخت می‌پکد و ...
نبودن حریم میان زن و مرد و تشدید التهاب های غریزی، آرامشی برای روح خسته آدمی باقی نخواهد گذاشت و چنین فرد آشفته ای از تحصیل و کار و فعالیت بازخواهد ماند.

۲. مرگ عشق 
 مردی که در کوچه و خیابان، هزاران زلف بر باد داده توجه او را به خود جلب کرده است، آیا همسرش جایی در قلب او خواهد داشت؟
... لطفا عشق را نکشید!




۳. احترام بگذارید!
شهید مطهری می‌نویسد: «اسلام تاکید کرده که زن هر اندازه متین‌تر و باوقارتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد، بر احترامش افزوده می‌شود.» (فلسفه حجاب، ص ۹۵)
حجت‌الاسلام دکتر رهنمایی می‌گفت: در اوایل تابستان 1996 هنگامی که برای تدارک یک سفر کوتاه‌مدت خانوادگی از کانادا به آمریکا به منظور زیارت دوستان، به کنسولگری آمریکا در شهر «مونترال» رفتم.
برای گرفتن ویزا باید مصاحبه‌ای انجام می شد. مسئول انجام مصاحبه خانم مسنی بود. در صف که ایستاده بودم می‌دیدم آن خانم با مراجعان محترمانه و با لبخند برخورد می‌کرد ولی به محض این که چشمش به گذرنامه من افتاد چهره‌اش را درهم کشید و با لحن تندی بهانه جویی کرد که: «چرا خانم و بچه‌های خود را نیاورده ای؟»
گفتم :«خانم گرفتار رسیدگی به بچه‌ی کوچک بود و نمی‌توانست بیاید.» 
گذرنامه و سایر مدارک را به من داد و گفت: «امکان ندارد! حتما باید خانم خودش بیاید.» اصرار بی‌فایده بود. برگشتم منزل و ماجرا را برای خانم توضیح دادم و گفتم: «طرف ما کسی است که ابایی از اهانت و جسارت به ما و مقدساتمان ندارد. اگر به کنسولگری بیایی و احیانا اهانتی متوجه شما باشد این اهانت در درجه نخست به حجاب شما خواهد بود؛ چیزی که تحملش برای ما سنگین است.» 
روز بعد همراه خانم به کنسولگری رفتیم. فکر نمی‌کردم که دیدن یک خانم چادری برای این افراد متکبر آمریکایی قابل تحمل باشد، اما با کمال تعجب و ناباوری دیدم که از ابتدای ورود احترام خاصی برای خانم در نظر گرفته می‌شود، به هر اتاقی که می‌رفتیم خواسته یا ناخواسته برای ادای احترام از جا بر می‌خواستند! حتی وقتی برای مصاحبه به نزد همان خانم آمریکایی رفتیم مشاهده کردم که وی بر خلاف انتظار از روی صندلی برخاست و ادای احترام کرد!
خانم از مقایسه آنچه من برایش توضیح داده بودم با آنچه خود به چشم می‌دید متعجب شده بود. ابهت و صلابت چادر، آمریکایی‌های شاغل در کنسولگری را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود.


یک کلیک:
دانلودکتاب فلسفه حجاب شهید مطهری

 

نوشته شده در: ٦ خرداد ۱۳۸٦   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم