قصه اين بود: «شاهي عربلو» ،نماينده فراكسيون اكثريت مجلس، نامه اي به رئيس سازمان هواپيمايي كشور مي نويسد و از وي مي خواهد تا فرد سفارش شده او در يكي از مزايده هاي آن سازمان برنده اعلام شود. روزنامه«كيهان» نامه را، بدون ذكر نام نماينده، افشا مي كند. هيئت رئيسه مجلس نيزبه دستور «حداد عادل» با افشاي نام نماينده خاطي و تكثير نامه در بين نمايندگان، اقدام نادرست وي را محكوم مي كند.شاهي عربلو به هيئت رئيسه مجلس اعتراض كرده مي گويد:«چرا آبروي مرا برديد؟» ...

براستي حق با كه بود؟ آيا كيهان و هيئت رئيسه مجلس اشتباه كردند؟ آيا حق با آن نماينده است كه نبايد آبروي يك مسلمان را ريخت؟ آيا افشاي نام او اشتباه بود؟

از علي- عليه السلام- مي پرسيم:

به اميرمومنان – عليه السلام- گزارش رسيد كه «ابن هرمه» ،يكي از كارگزاران اقتصادي، مرتكب تخلفي شده است. امام(ع) در نامه اي به مسئول مربوط، مجازات بسيار شديدي را درباره كارگزار متخلف صادر كردند. يكي از دستورات اين بود:« زنداني شدن او را به مردم و ساير كارگزاران اطلاع ده.» (1) در اين دستور امام (ع) به صراحت مي خواهند كه نام ابن هرمه در ميان مردم و كارگزاران افشا شود. آري، آنجا كه كسي پاي از دايره پاك عدالت بيرون بگذارد، آبروي او بايد ريخته شود و اين است مكتب اميرمومنان علي عليه السلام.

 

پانوشت:

(1) مستدرك الوسائل،ج3،ص 207. بخش هاي ديگري از حكم ابن هرمه: عزل از منصب و زنداني شدن، ضربات شلاق، بستن دست و پاي او در زندان، ممنوعيت استفاده از هواي آزاد و ...

 


نوشته شده در: ۸ آذر ۱۳۸۳   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم