مهمتر از اینکه به کدامیک از نامزدهای اربعه! (وقتی طلبه یادداشت سیاسی بنویسه همین میشه دیگه!) ...

مهمتر از اینکه به محمود رای بدهیم یا میرحسین یا مهدی یا محسن یا مجید! (این آخریش خودم بودما!) این است که خودمان انتخاب کنیم. اصولا اکثر مردم به جای اینکه به جو، گیــر بدهند خودشان جوگیر می‌شوند.

جالب اینجاست که همه هم می گویند رأیشان حساب شده و با تفکر بوده، اما وقتی از برنامه‌های نامزدهای دیگر بپرسی رسما  
Not Responding  می شوند. یعنی اول نامزد مورد علاقه‌اش را (نامزد انتخاباتیشو میگم بابا!) با معیارهایی مثل «نیدونم چرا ازش خوشم میاد مثه همه» یا «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» به صورت قطعی انتخاب می‌کند و بعد وقتی از علت رأیش بپرسی تازه دنبال دلیل می‌گردد.

رأی غلطی که نتیجه بررسی و فکر چندین روزه خودمان باشد، ارزشش از رأی صحیحی که فقط نتیجه حرف‌های این و آن باشد، بیشتر است.






با غربت فاطمیه باید جان داد

«همانا آنانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند،‌ خدای رحمان برای آنها محبتی در دل‌ها قرار می‌دهد.»
(سوره مبارکه مریم، آیه شریفه ٩۶)

 

 

 

«وقتی خبر ارتحال آیت الله بهجت -ره- را به آیت الله خامنه‌ای دادیم، ایشان فروریخت! ... طوری شد که دیگر نمی‌شد با ایشان صحبت کرد، این حالت سابقه  نداشت.»
(حاج آقا صدیقی، از شاگردان آیت الله بهجت، به نقل از رئیس دفتر رهبر انقلاب)

فرید پیامک زده بود که:

پاسخ به نــدای دعوت یزدان داد

درسی به جماعت عزاداران داد

از غربــت فاطمیــه باید دق کرد

با غربــت فاطمیــه باید جان داد





اهل کرامت یا اهل معرفت؟

بعضی‌ها به آیت الله العظمی بهجت -ره- ارادت داشتند چون ایشان اهل کرامت بودند. طی‌الارض می‌کردند، از غیب می‌گفتند، صورت برزخی آدم‌ها را می‌دیدند و ...

اما آیا این می‌تواند علت خوبی برای دوست داشتن کسی باشد؟

خ ی ر، میان اهل کرامت بودن و اهل معرفت بودن (عارف بودن) نسبت مساوی برقرار نیست. به قول «منطق»ی ها، نسبت این دو «عام و خاص مِن وَجه» است، یعنی بعضی از اهل کرامت اهل معرفتند و بعضی از اهل معرفت هم اهل کرامت، نه اینکه هر که اهل کرامت بود، اهل معرفت و حقیقت هم باشد و نه اینکه هر کس اهل معرفت و عشق‌ورزی با خدا باشد حتما اهل کرامت هم هست.

دسته اول که اهل کرامتند اما اهل معرفت نیستند مثل صوفی‌ها و مرتاض‌های هندی.
دسته دوم که اهل معرفتند اما اهل کرامت نیستند مثل شهید چمران و شهید آوینی،  حتی آیت الله العظمی سید علی آقا قاضی (استاد عرفان آیت الله بهجت)‌ تا ۴٠ سال مشغول سیر و سلوک و طی کردن مسیر عرفان و معرفت بودند اما هیچ کرامتی نداشتند و بعد از این سال‌های طولانی بود که  دیده‌های مبارکشان دید آنچه را که دیگران نمی‌دیدند، یعنی ایشان سالیان سال اهل معرفت و سیر و سلوک بودند اما اهل کرامت نبودند و این چیزی از عظمت ایشان نمی‌کاست.



جالب است بدانیم که عرفای بزرگ به کشف و کرامات بهای چندانی نمی‌دادند. از آیت الله قاضی نقل شده که از ایشان کشف و کرامات خواستند، ایشان فرمود: «عالم همه کرامت است!» حتی برخی از اهل معرفت وقتی با اهل کرامت برخورد می‏کردند به آنها کوچکترین اعتنایی نمی‏کردند، ‌خلاصه آنکه کرامت داشتن و طی‌الارض و چشم برزخی داشتن و از غیب گفتن و ... دلیلی بر عارف بودن کسی نیست. پس آن چیزی که باید باعث ارادت ما به آیت الله بهجت شود «اهل معرفت» بودن ایشان است و نه «اهل کرامت» بودنشان.

- اگه کسی رو دیدیم که اهل کرامت بود چه طوری متوجه بشیم اهل معرفت هم هست یا نه؟ مثلا توی همین تهران کم نیست جلسات مثلا عرفان که پیری با ریشی بس طویل بر مسندی تکیه می‌ده بس ثقیل و بعد از کلی سرفه و «هو هو» گفتن و ارادت جمع کردن، ادعا می‌‌کنه که من عارف بالله البزرگ هستم! حالا ما چطوری متوجه شیم؟

نه هر که چهره برافروخـت دلبری داند     نه هر که آینه سازد سکندری داند

هـــزار نکته باریکــتر ز ‌مــو این جاست    نه هر که سر بتراشد قلندری داند

١. اهل معرفت هیچ وقت اهل تعریف و تمجید از خود نیستند و بنایشان این است که جوری رفتار کنند که ناشناس و پنهان بمانند. به قول آیت الله فاطمی‌نیا: «این سبزی فروش است که داد می‌زند و مردم را به خودش دعوت می‌کند، طلافروش که بلندگو دست نمی‌گیرد و توی کوچه‌ها راه نمی‌افتد.»

عارف کامل «آیت الله علی پهلوانی» –ره-  (متوفای ١٣٨۴ش.) برای اینکه مشهور نشوند، کتاب‌هایشان را با اسم مستعار «سعادت پرور» منتشر می‌کردند.

اگر در جلسات اخلاقی آیت الله خوشوقت شرکت کرده باشید، ایشان مطلقا از خودشان تعریفی نمی‌کنند و صحبت‌هایشان هم اصلا نشان نمی‌دهد که ایشان یکی از بزرگان اهل معرفت است.

٢. اهل معرفت هیچ‌گاه دستوری خلاف شرع نمی‌دهند و تاکید همیشگی آنها انجام واجبات و ترک محرمات است. اما  مدعیان (که بعضا از راه های غیرشرعی کرامتی را هم به چنگ آورده‌اند) گاه و بیگاه دستوراتی می‌دهند که بر خلاف دستورات شرع است. در توجیه کارشان هم می گویند: «عمل به ظواهر خشک دین (منظورشان همان واجبات و محرمات است!) مال کسانی است که در اول راهند نه ما که در حال وصلیم و در چند کیلومتری خدا!»


٣. بهترین راه تشخیص مدعیان (با کرامت یا بی کرامت) از اهل معرفت، رجوع به علما و مشاوره با آنهاست، چرا که مدعیان هیچ‌گاه نمی‌توانند در برابر آن بزرگواران فریب‌کاری کنند.

در زمان حضرت امام خمینی -رض- ، کسی ادعا کرد که از طرف امام زمان -عج- پیامی برای امام آورده و اصرار داشت که امام را ببیند. ماجرا را به امام گفتند، ایشان گفت: عیبی ندارد من سه سوال دارم، این شخص برود این سه سوال را از امام زمان -عج- بپرسد و جواب بیاورد تا من مطمئن شوم: من عکسی دارم که خیلی به آن علاقه‏مندم، این عکس چه کسی است؟ دیگر اینکه یادداشت‏هایی را در دفترچه‏ای نوشته بودم و حالا گم شده، بپرسید که آن دفترچه کجاست؟ و سوال سوم هم پرسشی فلسفی و مربوط به ربط حادث به قدیم بود. پس از طرح این سوالات، آن مدعی «نمایندگی ولی عصر ‌-عج- در کره زمین و حومه» گیج زده بود اساسی!

- حالا اگه فهمیدیم  کسی واقعا اهل معرفت و سیر وسلوک واقعی هست (حالا می‌خواد کرامت داشته باشه یا نه)‌ می‌تونیم شاگردش بشیم؟

برای آنکه کسی بتواند استاد معنوی باشد، نیازی نیست «اهل کرامت» باشد، ولی تنها «اهل معرفت» بودن هم برای استادی کفایت نمی کند، بلکه به جز اهل معرفت بودن، باید «اهل علم» هم باشد.

- یعنی؟

یعنی باید به بالاترین سطح آشنایی با کلام خدا (قرآن) و کلام مفسران قرآن (احادیث) رسیده باشد که اصطلاحا به آن درجه، «اجتهاد» می‌گویند، که بالاترین سطح حوزوی است و رسیدن به آن به طور متوسط نیاز به ٢٠ سال  تحصیل و تحقیق دارد.

علت اینکه استاد باید مجتهد (یا حداقل نزدیک به اجتهاد) باشد آن است که مهمترین شرط سیر و سلوک  انجام واجبات و ترک محرمات است و تنها مجتهدان هستند که می توانند آنها را به درستی تشخیص داده، شاگردانشان را راهنمایی کنند. همچنین گاهی برای آدم مکاشفاتی پیش می‌آید (دیدن یا شنیدن چیزهایی که دیگران متوجه نمی‌شوند) که برای عمل به آن مکاشفات فرد باید مطمئن شود این مکاشفات خدایی بوده نه شیطانی و تشخیص این مساله با معیارهایی ممکن است که مجتهدان با آن آشنا هستند.

حاج آقا فاطمی‌نیا می‌گفت: «آیت الله بهجت، العالم بودند ثم العارف ... پشتوانه عرفان ایشان، اجتهادشان بود.» آیت الله بهجت اهل علم بودند + اهل معرفت + اهل کرامت.

- میگم میشه ما هم مثه آیت الله بهجت بشیم؟ آرزو کردنش هم حال میده ... یعنی میشه بشیم؟ ولی آخه ما کجا و ...
پاسخش را از قلم استاد علی صفایی‌ حائری (عین صاد) -ره- بخوانیم.


پی نوشت:
شاگردان عرفانی آیت الله قاضی: آیت الله بهجت، علامه طباطبایی، آیت الله کشمیری و ...
شاگردان عرفانی آیت الله بهجت: آیت الله مصباح (ایشان از نوجوانی شاگرد آیت الله بهجت بود)، حاج آقای صدیقی و ...
شاگردان عرفانی علامه طباطبایی: آیت الله پهلوانی، آیت الله خوشوقت و ...


یک کلیک:
ختم قرآن هدیه به روح ملکوتی آیت الله العظمی بهجت -ره-




نوشته شده در: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸   توسط: مجید          لینک یادداشت                                                         اشتــراك +





طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه اي از نسل سوم طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي طلبه نسل سومي talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3 talabeh3

شخصي نزد آيت الله بروجردی رفت و گفت: يكي از طلبه‌هاي شما جنسي را از مغازه من دزديده است. ايشان در پاسخ فرمود: «آن دزد عبا و عمامه‌ای را هم از ما برده است.»
 




 


يه ؟ داشتم