وقتی طلبه‌ها بابا می شوند!

چند هفته پیش «روح الله»، سه ماه قبل «صــادق» و هشت ماه پیش «علــی»، «فاطمه»دار شدند. ١٣ ماه پیش هم «محسن»، در نیمه‌شبی رمضانی، بابا شد و به همین خاطر نام دخترش را «سحــر» گذاشت.
از همین چهارضلعی، به‌ همه‌شان تبریک می‌گویم. یکی دیگر هم هست که الان دیگر پدربزرگ! شده: «محمد حسین»، ولیعهد سه ساله «محمدباقر». یکی از سرگرمی‌های عادی او این است که از دیوارهای صاف بالا برود! می‌گویند آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، موسس حوزه علمیه قم و استاد امام خمینی (ره) هم در کودکی خیلی شلوغ بوده است.

 

«ریحانه» (طلبه‌ای از نسل چهارم!)، این فسقل‌الدین چهارده‌ماهه ما، تصمیم داره مثه پدر و مادرش طلبه بشه، خودش میگه!



طلبه‌ها معمولا موقع عقد،‌ مهریه کمی قرار می‌دهند. ١۴ سکه بهار آزادی از مهریه‌های متداول بین طلاب است. عروسی طلاب هم معمولا  کم‌خرج انجام می‌شود. بعضی‌ها به جای تالار در منزل عروسی می‌گیرند و اگر هم تالاری بگیرند سعی می‌کنند ولخرجی نکنند. در عروسی طلبه‌ها، هیچ وقت صدای موسیقی شنیده نمی‌شود و به جای آن معمولا فردی می‌آید و مولودی می‌خواند.

چند ماه پیش که به عروسی یکی از طلبه‌ها که توی خانه‌شان بود رفتم، اولین مداح آمد و خواند و ملت بسی حال کردند. شاد شاد بود. نوبت به دومی که رسید همین که بسم الله را گفت، بچه‌ها با طعنه گفتند: لامپ‌ها رو خاموش کنین! ... با همان بسم الله اول، ملت را برده بود کربلا! بنده خدا بس که روضه خوانده بود فرق عروسی و عزا را نمی‌فهمید و استعداد مولودی‌خواندنش را به کلی از دست داده بود! – البته اگر از اول استعدادی در کار بوده!-

بگذریم. اگر هنوز عقد یا عروسی نکرده‌اید، بنا به فرمایش معصومان (ع)، زمان عقد یا عروسی یا زمانی که تصمیم دارید کار مهمی انجام دهید، موقعی باشد که «قمر در عقرب» یا «تحت الشعاع»‌ نباشد. البته «مکـروه» است نه حرام. اگر می‌خواهید بدانید چه روزی قمر در عقرب یا تحت الشعاع است باید یک تقویم نجومی بگیرید یا اینکه سری به سایت علامه مصباح زاده بزنید و تقویم نجومی امسال را دانلود کنید. (+)

هر وقت پدر یا مادر شدید،‌ انجام برخی کارها مستحب است. (رک. مفاتیح الجنان) یکی از آنها عقیقه کردن است. یعنی به نیت فرزندت یک گوسفند را با رعایت آدابی خاص قربانی کنی. در روایات معتبر آمده که: «فرزند در گرو عقیقه است!» حتی برخی از علمای قدیم، عقیقه را واجب می‌دانستند. امروزه، مراجع بزرگوار تقلید، آن را مستحب موکد (تاکید شده) می‌دانند.

این یادداشت در شبکه خبر دانشجو







فـــــکر گرا یا فــــردگرا؟

- تفکری که  موسوی خود را نماینده آن می خواند:

عقلانیت در تصمیم‌گیری، قانون‌گرایی و خطرناک بودن قانون‌گریزی، استمرار سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی دولت‌های آقایان هاشمی و  خاتمی ، حرکت در مسیر خطوط تعیین شده از سوی حضرت امام (خط امامی بودن)، استمرار سیاست تعدیل (تطبیق) اقتصادی دولت سازندگی به منظور شباهت به ژاپن و...‌، کسب علوم استراتژیک تا جایی که باعث حساسیت و فشار و تحریم از سوی کشورهای غربی و جنگ‌طلب نشود، استفاده از مدیران با تجربه دولت های پیشین، توسعه کشور بر اساس دانش جهانی، تبعیت از ولایت فقیه.

 



احترام به قوانین بین المللی و اجتناب از رفتارهایی که به عزت ملی ایران ضربه می‌زند، گفتگو با غرب به منظور اعتمادسازی از سوی ایران (همانند دولت خاتمی)، تقدم اصلاح ایران بر اصلاح جهان، لزوم پرهیز از ماجراجویی جهانی و خطا بودن طرح مباحثی مانند هلوکاست، خطا بودن حضور در آمریکای لاتین چرا که باعث حساسیت آمریکا و تحمیل هزینه گزاف بر مردم ایران می‌شود، باور کردن قدرت دشمن و خیالبافی نکردن درباره قدرت خود و ضعف آنها، خیالبافی نکردن درباره افول نظام سرمایه داری در جهان


- تفکری که احمدی نژاد خود را نماینده آن می خواند:

ساده زیستی، فساد ستیزی، مبارزه با رانت‌خواری، عقلانی نبودن تصمیم گیری‌های مبتنی بر تئوری‌های ترجمه شده علوم انسانی غربی، تاکید بر تولید دانش بومی (دانش محلی، Local science) و مبارزه با غربزدگی در علوم، تغییر بنیادین در برنامه‌های اقتصادی دولت‌های گذشته (=تعدیل اقتصادی مورد تاکید بانک جهانی) و جایگزین کردن مدل های بومی مانند طرح تحول اقتصادی، توجه ویژه به روستاها و مناطق غیرمرکزی کشور، توسعه کشور بر اساس دانش بومی (و نه دانش غربی موسوم به دانش جهانی) و خطا بودن تقلید از ژاپن، کره، مالزی و ترکیه در توسعه، جدیت تام در کسب علوم استرات‍ژیک (هسته ای، هوا فضا، آی تی، ژنتیک) حتی با پرداخت هزینه سنگین چرا که آینده ایران در گرو این علوم است، شکستن حلقه ثابت مدیران و استفاده از مدیران جدید به منظور مبارزه با اشرافیت سیاسی، عدم دخالت مراجع تقلید در امور دولتی، تبعیت از ولایت فقیه.

نپذیرفتن آن بخش از قوانین بین‌المللی که از سوی قدرت‌های سلطه‌طلب بر نظام بین‌الملل تحمیل شده است، گفتگو با غرب به منظور اعتمادسازی از سوی غرب (نه ایران)، لزوم همزمانی اصلاح و عدالتگستری در ایران با اصلاح و عدالتگستری در جهان، تغییر اساسی در برنامه‌های سیاست خارجی دولت‌های گذشته به منظور پایان دادن به مواضع انفعالی به جای مواضع فعال و طلبکارانه در جهان (مانند تذکر به اتحادیه اروپا درباره حقوق بشر)، حضور قدرتمندانه در عرصه بین‌الملل و حرکت به سوی ابرقدرتی نظام عدالتخواه جهانی در برابر نظام استکبار جهانی، ماجراجویی نبودن برخورد جهادی با مستکبران و تسلیم نشدن در برابر زورگویی آنها، لزوم طرح مباحثی مانند هلوکاست به منظور به چالش کشاندن نظام سلطه، لزوم هم‌پیمانی با کشورهایی مانند ونزوئلا، سوریه و ... به منظور ایجاد جبهه جهانی ضد استکباری، باور کردن ضربه‌پذیر بودن دشمن (مانند شکست اسرائیل در جنگ با حزب الله و حماس)، افول نظام سرمایه‌داری در جهان جدید (مانند ورشکست شدن جنزال موتورز به عنوان یکی از نمادهای مهم سرمایه‌داری)، اعتماد به نفس ملی و باور کردن استعدادهای شگفت کشور در برابر دشمن.

هیچ‌کدام از این دو تفکر، صد در صد صحیح یا غلط نیستند. در این یادداشت بنای پرداختن به این دو دیدگاه را ندارم. مهم این است که هر کدام را که انتخاب می‌کنیم نتیجه تفکر و مشورت باشد و نه ناشی از تبلیغات و تخریبات. با «فکر و تحلیل عمیق» و «گفتگو با اهل فکر»، به هر نتیجه‌ای که رسیدیم باید و باید همان را انتخاب کنیم، البته باانصاف و بدون ذره‌ای تعصب.

 

لینک وبلاگ (یکی از 9رای آقای موسوی، مربوط به نویسنده وبلاگ بوده است)



بودن اختلاف نظر هم در یک کشور نه تنها مضر نیست که خود نقش بسیاری در رشد فکری آن جامعه دارد. اتفاقا نبود اختلاف نظر مضر است. امام خمینی (ره) می‌گوید: «دو تفکر هست، باید هم باشد. سلیقه‏هاى مختلف باید باشد، لکن سلیقه‏هاى مختلف اسباب این نمى‏شود که انسان باهم خوب نباشد. من عرض کردم مثل طلبه‏ها که با هم مباحثه مى‏کنند، آن وقتى که مباحثه مى‏کردند، جار و جنجال جورى بود که انسان خیال مى‏کرد دشمن هم هستند، وقتى مباحثه تمام مى‏شد مى‏نشستند به دوستى کردن و انس. اگر در یک ملتى اختلاف سلیقه نباشد، این ناقص است. اگر در یک مجلسى اختلاف نباشد، این مجلس ناقصى است. اختلاف باید باشد، اختلاف سلیقه، اختلاف رأى، مباحثه، این‌ها باید باشد، لکن نتیجه این نباشد که ما ، بشویم دشمن هم. باید در عین حالى که اختلاف داریم، دوست هم باشیم.»

بگذریم؛ اگر «فکـــرگرا» باشیم هیچ وقت گرفتار گرداب تعصب کورکورانه به نفع افراد نمی شویم، اما اگر «فــــردگرا» باشیم  افرادی متعصب و تنگ نظر خواهیم بود. منظورم از فکرگرا این است که برایمان اندیشه افراد مهم باشد نه خود افراد. در این صورت می‌توانیم حتی خود آن افراد را هم با اندیشه‌ای که مدعی پیروی از آن بوده اند نقد کنیم.

مثلا اگر فکرگرا باشیم و طرفدار تفکر قانون گرایی و ولایت پذیری و ... (شعار موسوی) امروز باید موسوی را به خاطر قانون‌گریزی و ولایت ستیزی نقد کنیم، ولی اگر فردگرا باشیم  همچنان پرچم سبزی را علم می کنیم و با شعار الله اکبر به جنگ با الله و وجدان می‌رویم. اگر فردگرا باشیم حتی حمایت‌های مسعود رجوی (سرکرده منافقین ضدخلق) و رضا پهلوی از اقدامات نسنجیده موسوی نمی‌تواند ما را در حمایت‌ سرسختانه و متعصبانه از وی به شک بیندازد.

اگر فکرگرا باشیم و طرفدار تفکر ولایت‌پذیری (شعار احمدی نژاد) باید احمدی‌نژاد را به خاطر تاخیر در تبعیت از رهبری نقد کنیم، ولی اگر فردگرا باشیم همه رفتار او را عین ولایت پذیری می‌بینیم و بعید نیست که فردا رهبر انقلاب را هم به خاطر عدم تبعیت از احمدی‌نژاد بازخواست کنیم!

تاریخ پر است از کسانی که روزگاری در راه مستقیم بودند، اما به دو راهی که رسیدند، تحت تاثیر دنیاطلبی و کف زدن های اطرافیانشان، سوار ماشین های «یکسره تا ته جهنم» شدند و دیگر برنگشتند.

 «زبیـــر»‌ کسی است که روزی می شد در بهشتی بودن او قسم خورد. به او می‌گفتند: «سیف الاسلام» (شمشیر اسلام). مسیر فکری و عملی‌اش صادقانه و درخشان بود. حتی حضرت زهرا (سلام الله علیها) هنگام وصیت کردن به امیرمومنان (علیه السلام) فرمودند: «اگر به خاطر مشکلاتی عمل به این وصایا برایت مقدور نیست، بگو تا به زبیر وصیت کنم!» این یعنی این گونه نبود که زبیر خود را منافقانه نیک جلوه دهد بلکه واقعا خوب بود، واقعا.

اگر آن روز بودیم و «فردگرا»، این جمله حضرت زهرا (س) را که می‌شنیدیم دیگر در انتخاب زبیر شک نمی‌کردیم و عکسش را هم می‌زدیم بک گراند مانیتورمان! و آنقدر در دفاع از او تعصب می‌ورزیدیم که اصلا یادمان می‌رفت ما برای چه از زبیر خوشمان آمد. نتیجه آن می‌شود که در جنگ جمل کنار او بر ضد امیرمومنان (ع) شمشیر می کشیدیم و تا اسفل السافلین با زبیر می‌رفتیم (رفیق بامرام!)
 
اما اگر «فکرگرا» بودیم زبیر را دوست می داشتیم به خاطر تفکر ولایت‌پذیریش و هر جا که از این تفکر فاصله می‌گرفت ما هم به همان اندازه از او دور می‌شدیم، در نتیجه، در جنگ جمل، در کنار امیرمومنان (ع) بر ضد او شمشیر می‌کشیدیم.

زبیــر رفت، خاک جنگ جمل فرونشست، اما زبیرها هستند و جمل‌ها همچنان پیش رو و روبرو. زبیرگرا هستیم یا ولایتگرا؟ احمدی‌نژادگرا هستیم یا عدالتگرا؟ موسوی‌گرا هستیم یا قانونگرا؟ به فکر رای می‌دهیم یا به فــرد؟


یک کلیک:
یادداشت سایت الف (منتقد دولت): دروغ‌های احمدی‌نژاد، دروغ‌های موسوی

/ 85 نظر / 90 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غریب کربلا

بسم الله المهدی... سلام علیکم وب جالبی دارید موفق باشید به ما هم سری بزنین[لبخند] یاحق

مسیح

متاسفانه حوزه های علمیه ما به خصوص بعد از فوت آقای خمینی دولتی تر شد و چون از نظر اقتصادی به حاکمیت وابسته است بالاجبار از حاکمیت طرف داری می کند. آیا شما کشتن جوانان معترض و سرکوب و تجاوز نسبت به پسران و دختران این کشور را با هر عقیده ای که داشته باشند تایید می کنید؟ آیا نخوانده اید که :‌و اذا المووده سئلت. بای ذنب قتلت؟؟؟؟؟؟

علی

آقای ا.ن جز اینکه معیشت ایرانی و ایرانی رو بیار ه پایین کاری نکرده! کارای این آقا اگر میخواست انجام شه باید طی 10 سال انجام میشد نه 4 سال.فقط بلده بره خارجو آبروی همه رو ببره با اون حرف زدنش و برگرده."دقیقآ یادم نیست کدوم کشور بود گفت فلانی واسش تره هم خرد نمیکنن."واقعآ ... قبل از ریاست جمهوری گفت غم انگیزترین روز زندگیم روزی بود که آقای خاتمی رفت فرانسه و شیراک از پله ها پایین نیومد و استقبال سری شد و خاتمی پله هارو بالا رفت بر فرضم درست باشه و اونجا فرانسه و کاخ الیزه و قوانین چند صد ساله ی اون اما این یه دروغ بزرگ و آشکار بود چون مستندات اون هست که شیراک از پله ها اومد پایین و با آغوش باز از خاتمی استقبال کرد.اما همین یارو ا.ن رفت اندونزی و چند 100 متر رو پیاده و بدون هیچ مقامی در کنارش طی کرد و در حالیکه شاه اندونزی قدم از قدم بر نداشت و تکون نخورد از جاش پله ها رو یکی یکی رفت بالا ... واقعآ هیچوقت ایران رو انقدر کوچیک نکرده بودن. شما اگه سی دی سیاسی 90 رو تماشا کرده باشین تمامی حرفها و بحثها بر اساس مستندات و آدرس دقیق آن در سایتهای ملی و دولت را ارائه میکند. خدایا تو خود قضاوت کن ... با

ناشناس

امام (ره):جانم فدای رهبر انحراف است سپاه جانش فدای مردم است و رهبر هم جانش فدای مردم. اگر این باشد پس چرا انقلاب کردیم ... ؟!؟!؟!

سپیده

خیلی برام جالبه. به حق که طلبه هستین تحسین می کنمتون. این همه نوشته بودید اما هر کسی می تونه یه جور برداشت کنه. اما ای کاش شما دیگه دست از این سیاست دست می کشیدید. بسه یه دونه به نعل زدن و 1000تا به میخ کوبیدن. این همه صغری و کبری و استنتاج های بی ربط اصلا خوب نیست

فاطیما ناز

در کنج دلم نقش امام است هنوز مردید اگر قلب مرا پاره کنید.... در جواب علی اقا باید بگم که ادامایی که شان و منزلت رو تو لباس و تیپ و هیکل میدونن همیشه و همه جا کارشون گیره و حالا حالا عقلشون بزرگ نمیشه . حالا مثلا اقایان (م. م) و(م.ک ) با این کارای مضحکشون ابروی ایران و اتحادشو انقلابشو تو کل دنیا بردن اصلا مهم نیست نه.[عصبانی] کلا مرگ بر ضد ولایت فقیه.............. مرگ بر هر ادم انقلابی که به دست خودش تیشه به ریشه ی انقلاب میزنه و مرگ بر هر روحانی که با دست خودش تیشه به ریشه ی اسلام میزنه که تو این دوره و زمونه هم کم نیستن.

يك دلسوز

خودتونم ميدونيد كه اين چرت و پرت ها دروغ محضه پس ديگه اين چيزارو به خور مردم نديد چون حضم شدني نيست

فردین

آقای علی ، بنده خود مقیم فرانسه هستم و بیاد دارم در ایام سفر خاتمی ،نمایندگان مجلس فرانسه با تحقیر از وزیر خارجه میخواستند در مورد سفارش ساخت یک فروند ارباس اختصاصی برای رئیس جمهوری ایران توضیح دهد که وی نیز بالحنی تحقیرآمیز گفت حالا ایشان با التماس درب خانه ما را زده ۰۰۰ البته این هواپیما هیچگاه تحویل داده نشد ،در ضمن محبوبیت هیچ یک از بزرگان ایرانی در نزد مسلمان وغیر مسلما ن هرگز به گرد پای احمدی نژاد نمیرسد۰ افشای دروغ بزرگ هولوکاست احترام وی را صد چندان کرد این را ما اینجا به چشم میبینیم۰

مرضیه

امثال شما برای این نظام در کنار اون جلادها لازمه آقای فردین از فرانسه نقل قول باید با سند و مدرک باشد

عبدالمجید اکبرزاده

من دانسته ام که هرکجا اختلاف باشد حق از آنجا رفته است